تبليغاتX
*~**~**~*ايدا دختري از ماه*~**~**~*
*~**~**~*ايدا دختري از ماه*~**~**~*
 

چهار نفر بودند.

اسمشان اين ها بود:‌ همه کس، يک کسي، هرکسي، هيچ کس.

 اینها کار مهمي در پيش داشتند                                             ayda

و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند.

 هرکسي مي توانست اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد.

يک کسي عصباني شد، چرا که اين کار، کار همه کس بود،

 اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد.

 سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش کرد

 که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد.

 

+ نوشته شده در 85/07/23ساعت 11:17 توسط ایدا |