تبليغاتX
*~**~**~*ايدا دختري از ماه*~**~**~*
*~**~**~*ايدا دختري از ماه*~**~**~*

 

 

 

 

 

 

Majnon_2006:Salam azizam khobi?

Leili_2006:salam golam khobam To chetori?

Majnon_2006: az dorit divone shodam,alan 2 sate tooie net montazeretam koja bodi?

Leili_2006: bebakhshid azizam

 

 

قوربونت برم و قوربونم بري هايي اينچنيني و آنچناني از پشت مانيتور ها رد و بدل مي شن...دل هايي ( بيشتر مواقع يك دل) بسته مي شن...هزار تا حرف هاي صد تا يه غاز(همون عاشقانه هاي قديم!) از پشت مانيتور و تلفن زده ميشه و كار به ديدار مي رسه چند تا حالت داره:

 

1-     پسره یا دختره از نظر ظاهر اوني نيست كه گفته و در اين حالت خورده ميشه توي برجك طرف مقابل(و شايد هم هر دو) و رابطه بسي زود تموم ميشه و از همديگه دل و قلوه هايي كه گرفتن رو پس مي گيرن و مي اندازن توي جوب آب!!! همديگرو به خدا( همون درك!) مي سپارن و ميرن.هيچ اتفاق خاصي نميفته كك هيچ كدوم هم نمي گزه و يك نفر ديگه از توي ادد ليست نقش مجنون(يا ليلي) رو بازي مي كنه. روز از نو و روزي از نو

 

2-      پسره یا دختره مثل موجودي دراز گوش احساس شعف فراواني كل وجودش رو فرا مي گيره و گوش هاش دراز تر از قبل ميشه! و همه زندگيش رو به پاي دخترك يا پسرك مي ريزه. هر روز واسه آينده نقشه مي كشه و توي ذهنش مجلس عروسي رو مجسم مي كنه.واسه ولنتاين باباي خودش رو در مياره و يه حلقه مي خره!!! روزي 18 ساعت با همديگه حرف مي زنن.دختره يا پسره از زندگيش ميفته و يادش ميره كه آدم هاي ديگه اي هستن كه بايد به اونها هم توجه كنه،دنياش فقط و فقط طرف مقابلش ميشه. از هر فرصتي استفاده مي كنه كه بره و طرفش رو ببينه هر دفعه براش يه گل مي بره،هر روز مشكلات جديدي براشون به وجود مياد، در بعضي مواقع هم رابطه در كمال صلح و ثبات و قربونت برم و بري! ادامه پيدا مي كنه.

بعد از مدتي(بستگي به عمق فاجعه داره!و اينكه طرف مقابل چه جور بازيگري باشه و چطور بتونه بازي رو ادامه بده) روابط رو به تيرگي و سردي ميره، دعوا پشت دعوا،قهر پشت قهر ، اعصاب خورد كني هاي فراوان! و شايد هم تهديد به خودكشي! طرف مقابل به صرافت ميفته كه هرجوري كه هست آب رفته رو به جوب برگردونه!(غافل از اينكه از اول آبي توي اين جوب جاري نبوده!) زرت و زرت(همون گاه و بي گاه قديم!) براش هديه مي خره،واسش اشك ميريزه،قربونش ميره،از طرفي توي دلش به اين فكر ميفته كه نكنه كه كس ديگه اي توي زندگي دختره يا پسره باشه، كاراگاه ميشه!هزار جور دنبال حقيقت ميره،دست آخرش هم دو تا حالت داره! يا طرفش ازش دلزده شده و اين چيز عجيبي نيست چون از اول دروغ بوده اون دوستت دارم ها و ادعاي عاشقي ها و آخرش هم كسي كه ضربه مي بينه عاشق خودمونه! چندين ماه طول مي كشه تا زندگيش به روال عادي برگرده.و حالت بعدي هم اينه كه كس ديگه اي توي زندگي طرفش اومده(شايد از اول هم بوده!!!) و طبق رسوم قديمي نو كه اومد به بازار كهنه ميشه دل آزار! و در اين حالت هم آقا يا خانوم عاشق آهنگ نفرين محسن چاوشي رو مي خونه!و تا مدت هاي مديدي هيچي از زندگي نمي فهمه و با خودش فكر مي كنه چي شد كه همچين كلاه بزرگي رفت سرش! و همه چيزش رو باخت.

    

 3-    پسره یا دختره با همديگه دست دوستي ميدن و رابطشون مثل بچه آدم پيش ميره!                

           ولی بعد از مدتي باز هم سوء تفاهم احمقانه اي به نام عشق براي يكي از دو طرف به وجود

 میاد نه اینکه علاقه اي در كار نباشه ها،نه! هست! منتهي خيلي ضعيف(توي وجود يكي از دو طرف) ولي عشق نيست‌! فقط يكي از دو طرف عاشق شده....عاشق از روز اول شرط كرده كه من مي خوام فقط با من باشي! طرف مقابلش هم گفته تو فقط براي من يه دوستي! عاشق هيچ وقت فكر نمي كنه كه طرفش مي تونه براي چندين نفر يه دوست ساده باشه!!! وقتي گند كار در مياد  كه طرف مقابل با شونصد و سه نفر مي گرده و ..... دنيا جلوي چشم هاش تيره و تار ميشه و ادامه قضايا رو خودتون مي تونين حدس بزنين! وقتي هم عاشق گله مي كنه كه چرا به من خيانت كردي طرفش كه خيلي حق به جانب تشريف داره مي گه: من لزومي نداره همه چيزم رو به تو بگم!!!! من از روز اول بهت گفتم تو برام يه دوست ساده هستي!!!!

 

  4-    رابطه به حد تمام عشقولانه پيش ميره!!!! از روز اول قربون همديگه ميرن و .......... روز ها مي گذره و مي گذره به هم دل مي بندن و براي هم مي ميرن.....هر دو جوونن.....هر دو آس و پاس!!!!.....ولي خوب! واقعا عاشق همديگه هستن و همديگرو دوست دارن....روز ها باز هم مي گذره..... تا چندين وقت به همديگه وفادار هستن...... يه روز براي دختره يه خواستگار پولدار مياد....يه روز يكي از دختراي پولدار و آخر تيپ و كلاس دانشگاه به پسره چراغ سبز نشون ميده كه: پيشي بيا منو بخور!!!!!! چي ميشه؟؟ هيچي!!! فوق فوقش تا چند ماه به پاي طرفشون واي ميسن و به اين اميد كه بتونن برن و زندگي رو شروع كنن منتهي هيچي ندارن! خانواده ها مخالفن.... يكدفعه جرقه اي توي ذهن يكيشون روشن ميشه كه :گرسنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره!!!!!!!!  و يه روز خيلي محترمانه به طرفشون اعلام مي كنن كه بايد برن سر زندگي خودشون....و به همين راحتي همه چيز تموم ميشه.....هر دو تاشون و شايد هم فقط يكيشون ضربه شديدي مي خورن و خيلي چيز ها براشون تموم ميشه..... با خودشون زمزمه مي كنن: گل شقايق!اشك هاي عاشق! همش دروغه!!!!

 

 ۵-  رابطشون طولاني ميشه و كارشون به ازدواج ميكشه.... يا مي تونن از اينترنت دل بكنن و ديگه چت و ...رو تعطيل كنن كه در اين صورت زندگي به خوبي و خوشي پيش ميره ولي در حالت بعدي مشكلات يكي پس از ديگري شروع ميشه.....ازدواج يك تعهده....ولي هيچ كس زير بار تعهد نميره. هر دو دوست دارن مثل قبل با چندين نفر چت كنن و درگير مسائل خصوصي خيلي ها بشن و .... ولي اينجوري زندگيشون پيش نميره....دعوا....جرو بحث.....دادگاه و دست آخر طلاق....

 

 

 دوستان گلم

هيچ موقع توي دنياي ما يك قانون براي همه چيز صدق نمي كنه، هميشه استثناهايي وجود دارن ولي خيلي از كساني كه توي همين دنياي مجازي با ما رابطه دارن و حرف از دوستي وصداقت و خداشناسي مي زنن در دنياي واقعي هيچ چيز نيستن! هيچ چيز! اينترنت هميشه اين فرصت رو داده كه آدم ها بتونن كمبود هاشون رو پر كنن....هر كسي دم مي زنه از چيزي كه نيست.....كسي نيست كه ببينه ايا واقعا اونها اين هستن يا نه! تنها راه ارتباط غير مستقيم همين مانيتور هاست.....توي اين دنياي مجازي صداقت مرده!!! دروغ جاش رو داده به صداقت.....اعتماد مي كنيم به همديگه....دل مي بنديم.....ولي نمي دونيم كه داريم ريسك وحشتناكي مي كنيم....ريسكي خيلي سنگين... هيچ وقت به گفته هاي توي اينترنت اعتماد نكنيد....توي اينترنت بازيگر هايي با ماسك هاي زيبا براي شكار طعمه هاي خودشون نشستن.....حقيقت فقط توي دنياي واقعي معلوم ميشه، توي نگاه به چشم هاي يكديگر....

 

 

 

+ نوشته شده در 85/06/22ساعت 11:13 توسط ایدا |